سر مقاله: مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
تاریخ ارسال : شنبه 06 اردیبهشت 1393
از شنبه
تاریخ ارسال : چهارشنبه 06 فروردین 1399
سواد داری؟
تاریخ ارسال : چهارشنبه 06 فروردین 1399
تا به حال دکمه‌ی insert را روی کیبوردتان دیده‌اید؟
تاریخ ارسال : چهارشنبه 06 فروردین 1399
شما هم میتوانید موفق تر

کتاب جدیدی دارم می نویسم با عنوان ||شما هم میتوانید موفق تر بیاندیشید|| می خواهم در این نوشته راه های علمی و عملی موفق تر فکر کردن را بررسی کنم و پیشنهاد بدهم. قطعا دیدگاه ها، تجربیات و نظرات شما مایه پیشرفت و البته افتخار بنده است.

Arastoos.ir/contact




تاییدیه کیفیت مدیریتی

ورود
نام کاربری :
رمز عبور :
عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
زکجا امده ام، آمدنم بهر چه بود، به کجا می روم آخر...
یادش به خیر، دبیرستان چقدر جالب بود... وقتی معلم اسم قبلی و بعدی رو از توی لیست کلاس می خوند، احساس می کردیم معجزه شده، اول که بودیم انتخاب رشته مهم ترین تصمیم و بزرگ ترین دغدغه مون شده بود... گذشت...! چقدر برامون مهم بود از رشته مون انتخاب کنیم. رقابت داشتیم با رشته های دیگه، کلاس های دیگه...
زنگ تفریح یا جلو بوفه بودیم، یا آبخوری یا می رفتیم کتابخونه و اتاق چندرسانه ای... گذشت...!
چه صفایی داشت موقع نماز با رفقا می رفتیم نقشه می ریختیم برا هیئت و جلسات معرفتی و نشست های فرهنگی،ورزشی،علمی و ...
اواخر هم دغدغه اصلی مون شده بود کنکور... توی خونه که انگار همه کنکور داشتن غیر از خودمون و توی مدرسه هم که همه جور آدمی پیدا می شد...
چقدر درس خوندیما... نتایج کنکور و انتخاب رشته ها که مشخص شد، آروم آروم باورمون شد که باید دانشجو بشیم و حسابی کلاس بذاریم و...
حالا وارد دانشگاه شدیم، آمدنم بهر چه بود؟، بعضی ها از اون اولش می دونستن می خوان چی کار کنند و چه رشته ای رو ادامه بدن؛ بعضی ها هم که فارغ التحصیل هم بشن، هنوز نمی دونن می خوان چه کار کنن، یه ضرب المثلی می گفت: خیلی از آدم هایی که کنار ساحل می روند برای ماهیی گیری، هرگز متوجه نمی شوند که اصلا ماهی نمی خواهند... حکایت آدماییه که می خوان مثه بقیه باشن... مثه بقیه باشن...
مثه آدمای دور و پر...درس می خونی؟آره، مثه بقیه، دانشگاه می ری؟ آره مثه بقیه، ورزش می کنی؟ آره مثه بقیه...... اما طرف صحبت امروز من با کساییه که اصلا نمی خوان مثه بقیه باشن... دنبال متفاوت بودنن، دنبال ممتاز بودن و دنبال جلو بودن... در یک کلمه انقلابی اند.
مدت ها می گذره از انتشار مقاله ای با عنوان "انقلاب" که تاثیر خودش رو گذاشت. توی اون مطلب جان کلامم این بود که انقلاب باید پی در پی صورت بگیره و در دل هر انقلابی انقلاب هایی متولد بشوند، زیر و رو کنیم خودمون رو مکررا و زیر و رو کنیم اطرافیان رو... این زغالی که اگه زیر و رو نشه خاکستر می شه و رنگ و لعاب خودش رو از دست می ده همینجاست...
به کجا می روم آخر...
عده ای از همین اول تصمیم راسخ و اراده فولادین دارن برای ادامه تحصیلات تا سطوح عالی، بهشون تبریک می گم. کسایی که هم به کیفیت دانش و آگاهی شون اهمیت می دن هم به کمیت اش.
عده ای هم فقط به خاطر "پیریستیج!" توی فامیل و "فرار" از سربازی و کوری چشم فلانی و ... اومدن، که از دور براشون آرزوی موفقیت می کنم.
عده های دیگه ای هم هستن که اگر بخوام ادامه بدم این دلنوشته می شه درس جامعه شناسی و حاشیه دار می شه...



به کجا می روم آخر...
واقعا سوال مهمی است که باید در موردش فکر کنیم، مشورت کنیم و از الان جهت حرکت خود را تنظیم کنیم... پیشنهاد می کنم همین الان کاغذ و قلم بردارید و ده تا از مهم ترین ها رو لیست کنید و اونا رو اولویت بندی کنید... بهتریناش توی شماره بعد نشریه چاپ میشه و دوستان دیگه تون هم بهره مند می شن...

به کجا می روم آخر...

 

محمد امین آراسته - این مطلب در ویژه نامه ای برای ورودی جدید های سال 92 منتشر شد و در اختیار دانشجویان در هنگام ثبت نام قرار گرفت. *-* پورتال آراستوس

پیوندهای مفید

پایگاه اطلاع رسانی دولت

پایگاه اطلاع رسانی مرکز ارتباطات مردمی